عمر طولانی و واژگونی در آفرینش

مقدمه: 
آیه ی 68 سوره ی یس: "وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلَا یَعْقِلُونَ ﴿68﴾" ترجمه ی آیه: "و هر که را عمر دراز دهیم او را [از نظر] خلقت فروکاسته [و شکسته] گردانیم آیا نمى‏ اندیشند (68) "
بدنه اصلی: 

موضوعات اساسی آیه
•    خداوند به هر کس عمر طولانی دهد، او را در آفرینش واژگون می کند.

مباحث لغوی:

بنابر تفسیر المیزان ذیل این آیه؛ کلمه ی " نُعَمِّرْهُ " از مصدر "تعمیر"، به معناى طولانى کردن عمر(تعبیر خانه را هم از این رو تعمیر گفته اند که باعث طول عمر آن است ) و کلمه ی " نُنَکِّسْهُ "  از مصدر "تنکیس"، به معناى برگرداندن چیزى به صورتى که بالایش پایین قرار گیرد و نیرویش مبدل به ضعف گردد، و زیادتش رو به نقصان گذارد؛ می باشد.

مباحث سیاقی

با توجه به این آیه، می توان تنکیس را کنایه از بازگشت کامل انسان به حالات طفولیت گرفت زیرا در در دوران پیری نیز ویژگی هایی از انسان از جمله توانایی جسمی، علم و یاد و هوش انسان به ضعف، جهل و فراموشی مبدل می شود. در ارتباط با آیات قبلی نیز، این آیه ی شریفه بیان می کند که همان خدایی که خلقت انسان را در روزگار پیری اش تغییر می دهد و هرچه داده می گیرد؛ بر مساله ی معاد، نابینا ساختن مجرمان و از حرکت بازداشتن آنها قادر است.

برگرفته از تفسیر المیزان و تفسیر نمونه ذیل آیه 68 سوره ی مبارکه ی یس

مباحث علمی

تغییر وضعیت جسمی و عقلی انسان ها در دوران پیری امر واضحی است و در زمان نزول قرآن و حتی قبل تر از آن نیز بر همه روشن بوده است. اما دو دیدگاه دیگر نیز ارائه می شود که آنها را بررسی می کنیم:

  1. در نگاه اول، بنابر آیه ی 78 سوره ی نحل : «وَاللّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَکُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿78﴾: و خدا شما را از شکم مادرانتان در حالى که چیزى نمى ‏دانستید بیرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد که سپاسگزارى کنید (78)» ؛انسان هنگامی که متولد می شود چیزی نمی داند؛ در همین سوره ی نحل آیه ی 70  نیز می فرماید: « وَاللّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَمِنکُم مَّن یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاَ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئًا إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ ﴿70﴾ : و خدا شما را آفرید سپس [جان] شما را مى‏ گیرد و بعضى از شما تا خوارترین [دوره] سالهاى زندگى [فرتوتى] بازگردانده مى‏ شود به طورى که بعد از [آن همه] دانستن [دیگر] چیزى نمى ‏دانند قطعا خدا داناى تواناست (70)   » علاوه برآن، با توجه به آیه ی 68 سوره ی مبارکه یس نیز، هر کس که خداوند به او عمر دراز داده است او را در خلقت واژگون می نماید، هم چنین با توجه روایاتی که سن چهل سالگی را سن تکمیل در نظر گرفته اند؛ اگر بتوان برای عمر و قوای انسان یک توزیع نرمال در نظر گرفت و با در نظر گرفتن بیشینه ی منحنی در حدود چهل سال ؛ باید دید آیا می توان طبق منحنی گوسی(نرمال) عمر مفید یک انسان را حدوداً هشتاد سال تخمین زد یا خیر. البته این نگاه خود از جوانب زیادی باید بررسی شود، از جمله اینکه آیا می توان همه ی خصوصیات انسان را چه از نظر بیولوژیکی و چه از منظر اجتماعی و روانشناسی با این منحنی توضیح داد؟ ، برای مثال تجربه و عقل را چگونه می توان با این منحنی توجیه کرد؟ زیرا طبق این منحنی باید خصوصیات یک فرد برای مثال 20 ساله با فردی که سن او در طرف دیگر منحنی  هم ردیف با 20 سالگی قرار دارد؛ سن 60 سال؛ برابر باشد، اما آنچه که مشخص است برای مثال تجربه ی یک فرد را به هیچ وجه نمی توان در این دو سن یکسان در نظر گرفت که این خود می تواند بیانگر این باشد که اگرچه در عمر و ویژگی های انسان یک سری فراز و فرودها و یک سن تقریبی تکامل وجود دارد اما این به معنی متقارن بودن این ویژگی ها حول سن تکامل فرد و لزوماً داشتن توزیع نرمال نمی باشد.
  2. اما نگاه دوم؛ به دلیل استفاده از ضمیر «ه» در"نُعَمِّرْهُ" ، اگر بتوان از این ضمیر هویتی را لحاظ کرد که فقط به انسان محدود نشود، آنگاه شاید بتوان به طور کلی و عام هر سیستم طبیعی در جهان را استنباط نمود و با تأملاتی به گونه ای از  این آیه، موضوع نظریه ی پیچیدگی را برداشت کرد. این نظریه بیان می کند هرچه پیچیدگی بیشتر شود، بیشتر آشوب زا است یا به عبارتی دیگر، در سیستم های طبیعی اگر پیچیدگی در یک بعد خاص بیشتر شود؛ سیستم در همان محور به زوال می رود؛ این نوع شهود، می تواند جالب باشد زیرا در واقع گویا بیانگر پیش نیاز معرفتی اثبات مثلث خیام و مسئله ی حد مرکزی است (لازم به ذکر است که اثبات قضیه ی حد مرکزی نیز مبتنی بر شهود معرفتی است و در مثلث خیام نیز هرچه عمرانش بیشتر شود، پایین تر رود) در این صورت این مسئله را می توان بیان کرد که با توجه به زمان نزول قرآن و اینکه در آن زمان دیتا و داده ای نبوده و عصر پیچیدگی نیز نبوده است ، گویا این آیه بیانگر مفهومی فراتر از ظاهر آیه است. والله اعلم...

البته این نوع نگاه نیز خالی از اشکال نیست و باید بررسی های بیشتری در این زمینه صورت گیرد، از جمله اینکه باید بتواند به دو سوال مهم پاسخ دهد:

  1. آیا تعابیری وجود دارد که بتوان با استفاده از آنها "نُعَمِّرْهُ" را با تعریفی که از پیچیدگی ارائه می شود تطبیق داد یا خیر؟
  2. آیا تمام سیستم های جهان هر چه پیچیده تر شوند، رو به زوال می روند.

در کل، پرسش هایی که درباره ی این دو دیدگاه ارائه شد می بایست با تحقیقات علمی بیشتر پاسخ داشته شود و باید بررسی شود که آیا می توان از این آیه علاوه بر معنی کاملاً مشخص آن، چنین برداشت هایی را نیز نتیجه گرفت یا خیر.

نتیجه گیری: 
« به هر حال جمله « أَفَلَا یَعْقِلُونَ » در انتهای این آیه ی شریفه هشدار عجیبى به انسان ها می دهد و می گوید: اگر این قدرت و توانائى که دارید عاریتى نبود به این آسانى از شما گرفته نمیشد، بدانید دست قدرت دیگرى بالاى سر شماست که بر هر چیز تواناست. تا به آن مرحله نرسیده اید خود را دریابید، و توشه راه طولانى آخرت را از این جهان برگیرید، که در فصل ناتوانى و پیرى و درماندگى هیچ کارى از شما ساخته نیست! و لذا یکى از پنج چیزى را که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به ابوذر توصیه فرمود، همین بود که دوران جوانى را قبل از پیرى غنیمت بشمار: اغتنم خمسا قبل خمس : شبابک قبل هرمک ، صحتک قبل سقمک ، و غناک قبل فقرک ، و فراغک قبل شغلک و حیاتک قبل موتک : پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت بشمر، جوانیت را قبل از پیرى ، و سلامتت را قبل از بیمارى ، و بى نیازیت را قبل از فقر، و زندگیت قبل از مرگ ، و فراغت خاطر را قبل از گرفتارى .» برگرفته از تفسیر نمونه ذیل آیه 68 سوره ی یس
نام سوره: 
سبک اثر پژوهشی: