نزول آهن

مقدمه: 
آیه‌ 25 سوره "حدید" از جمله آیاتی است که درباره آن ادعای اعجاز شده است. در این سوره -که به نام "آهن" است- اشاره کوتاهی به آهن و منافع آن شده و تعبیر "انزال" در مورد آن به کار رفته است. مفسران درباره معنای "انزال" و "حدید" وجوه مختلفی را بیان کرده‌اند. همچنین برخی از دانشمندان مسلمان علوم تجربی به بحث درباره این آیه پرداخته و نظراتی درباره آن داده‌اند. در یکی از این نظرات برخی از محققان معاصر همچون عبدالرزاق نوفل ، هارون یحیی و زغلول نجار مطرح کرده‌اند، تکیه بر معنا و وجه لغوی "انزال" (فرو فرستادن) و "حدید" (فلز آهن) دارد.
بدنه اصلی: 

شرح واژگان مهم

حدید

این واژه برگرفته از ریشه "ح- د- د" و معنی اصلی آن منع و باز داشتن است[1]،[2]و[3]. همچنین به معنای واسطه دو چیز، به نحوی که از اختلاط آنها جلوگیری کند، نیز به کار رفته است[4]. بر این اساس، به مرز "حدّ" گفته می‌شود، زیرا میان دو شیء واقع شده و از درهم آمیختگی آنها جلوگیری می‌نماید. همانگونه که "حدود" شرعی برای بازداشتن از ارتکاب گناهان وضع شده است.

علاوه بر بحث‌هایی که درباره ریشه و اصل معنای این کلمه شده در کتاب‌های لغت شده است معنای خاصی برای آن مطرح نشده و تنها گفته شده که حدید همان شیء معروفی است که نیاز به تعریف نداشته و به دلیل صلابت و قوت و نیروی باز دارندگی اش به این نام خوانده شده است[5]،[6]و[7]. این جمله گویای اینست که معنای این واژه روشن و آشکار بوده و عرب جاهلی هم، در زندگی روزمره خود آن را به خوبی می‌شناخته ‌است[8].

همچنین می‌توان گفت که آهن به سبب اینکه وسیله‌ای برای منع و بازداشتن است، "حدید" خوانده شده است[9].  علاوه براین، به چشم تیزبین و دقیق نیز "حدید" می‌گویند زیرا مانع مخفی ماندن چیزها می‌شود (ق/22). به نظر مصطفوی اصل معنای این کلمه "شدت و حدّت" است و مطابق با موضوعاتی که به کار می‌رود معانی و مصادیق متعددی پیدا می‌کند[10] و سایر معانی هم چون منع، حد و مرز، غضب و ... معانی مجازی آن است. وی بر این نکته تأکید می‌کند که به جهت شدت و سختی‌ای که در ذات آهن وجود دارد، این فلز به "حدید" نامبردار شده است. شاهد این سخن هم، کلام خداوند است که "حدید" را با بأس و شدت توصیف نموده است: "وَ اَنزَلنَا الحَدیدَ فیهِ بَأسٌ شَدیدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنّاسِ" (حدید/57/25) (مصطفوی،2/179). آیه 50 سوره اسراء/17 (کُونُوا حِجَارَهً اَو حَدیداً) نیز به صلابت آهن اشاره دارد؛ زیرا خداوند متعال به منکران معاد که زنده کردن استخوان‌‌های پوسیده را بعید می‌شمردند، می‌فرماید: استخوان پوسیده که سهل است، اگر سنگ یا [سخت تر از آن] آهن هم باشید، خداوند می‌تواند شما را دوباره زنده کند.

در گزارش‌‌هایی که از واژه‌‌های دخیل در قرآن آمده است، هیچ اشاره‌ای به واژه "حدید" نشده و بنابراین دلیلی بر دخیل بودن این واژه و یا غیر حجازی بودن آن نیست[11]و[12]. لفظ حدید در زبان فارسی هم به کار رفته و به همان معنای زبان عربی است. معنای واژه "آهن" در زبان فارسی نیز، همان فلز معروف است. همچنین به شمشیر، زنجیر و سلاح از قبیل زره، خود و جوشن که آهنین باشد، اطلاق می‌شود[13].

انزال

انزال از ریشه "ن- ز- ل" و به معنی فرود آمدن از بالا به پایین، سقوط وهبوط است[14] که در موضوعات گوناگون مادی و معنوی به کار می‌رود[15].

البته در معنای دو لغت نزول و هبوط تفاوت اندکی دیده می شود. لغویان گفته‌اند که فرق نزول با هبوط این است که در هبوط توجه به استقرار شیء بعد از فرود آمدن است[16]. به عبارت دیگر، هبوط نزولی است که در ادامه‌اش استقرار یافتن و ماندن مورد توجه باشد، مانند آیه "إهبِطوُا مِصراً" (بقره/2/61)؛ "إهبِطوُا مِنها جَمیعاً" (همان/38) و معنایش این است که به زمین فرود آیید به جهت آن که در آن مستقر شوید[17]. اما در نزول بیشتر مبدأ و ابتدای پایین آمدن، مورد نظر است. مانند: "نُزُولُ الرّاکِبِ عَن دابَّتِه"، "نُزُولُ المَطَرِ مِنَ السَّماءِ"؛ "نزُولُ البَرَکَهِ وُ الرَّحمَهِ وَ الخَیرِ"[18]. البته به نظر می‌رسد که در این عبارات نیز، بیشتر پایین آمدن مورد نظر باشد، تا مبدأ نزول؛ مگر اینکه بگوییم که به علت ذکر مبدأ نزول بیشتر ابتدای پایین آمدن مورد نظر است.

در قرآن کریم به نزول اشیاء مادی مانند: آب، باران، مائده، تگرگ، لباس، انعام در آیاتی چون: وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ (بقره/ 2/ 22)، وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ (جاثیه/45/ 5) اشاره شده است. هم چنین موضوعات غیر مادی و معنوی نظیر حکمت، کتاب، قرآن، تورات، انجیل، ذکر، نور، ملائکه، فرشتگان درآیاتی همچون: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلى‏ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ ( شعراء/ 26/ 193)، وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ (إسراء/ 17/ 82) آمده است.

تعداد واژه‌‌ها با ریشه "ن- ز- ل" ( در ابواب و صیغه‌های گوناگون) در قرآن کریم به 289 بار می‌رسد. باب افعال" نزل" (إنزال) به معانی پایین آوردن و فرود آوردن؛ کوچک کردن و خوار شمردن؛ پناه دادن، منزل دادن و نیز اقامت دادن[19]، اعطا کردن و ارزانی داشتن است[20].

نکات نحوی

حرف تعریف "ال" در "الحدید"

حرف تعریف "ال" در "الحدید" به نظر می‌رسد که اگر حرف تعریف "ال" جنس باشد آیه مطلق آهن را بیان نموده و به این معنا "حدید" می‌تواند عنصر آهن را هم شامل شود. در صورتی که "ال"، "ال" عهد ذهنی باشد، فلزی مورد نظر است که انسان از آن استفاده می‌کند و معنی آیه "فلز آهنی را که شما می‌شناسید، نازل کردیم" است و چون در زمان نزول قرآن شناخت انسان از آهن، منحصر به  فلز آهنی بوده که با آن در زندگی روزمره خود سرو کار داشته است (مانند وسایل زندگی و یا ابزارهای جنگی)، بنابراین می‌تواند مراد تنها فلز آهن در دسترس باشد.

فرق انزال و تنزیل

در علوم قرآنی بحث زیادی درباره تفاوت انزال و تنزیل شده است. برخی لغویان فرقی بین این دو قائل نیستند. (رک: ابن منظور،11/656) اما طبق نظر برخی دیگر در انزال، توجه بر صدور فعل (یعنی نازل شدن) و انتساب آن به فاعل است. چنان که در قول خداوند آمده: هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ (آل عمران/ 3/ 7)؛ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها (توبه/ 9/ 26)؛ یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً (اعراف/ 7/ 26 ) ودر تنزیل، حادث شدن فعل وتعلق آن به مفعول، بیشتر مورد نظر است: نَزَّلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ (بقره/2/ 176)؛ تَبارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ (فرقان/25/1)؛ وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا (بقره/2/ 23) (مصطفوی،12/86). نظر دیگر که از سایر نظرات مشهورتر است این است که تنزیل به معناى نازل کردن تدریجى و انزال به معناى نازل کردن دفعى و یک پارچه بوده و اعم از تنزیل است (راغب/801).

 

مسائل

سؤالی مطرح می‌شود که آیا مقصود از "حدید" در این آیه، همین فلزی است که انسان مورد مصرف و استفاده در صنایع و حرفه‌‌ها قرار داده است؟ یا منظور مطلق عنصر آهنی است که برای بشر مفید است؟

اما امروزه که بشر می‌داند آهن چه گستره‌ای از حضور در عالم هستی دارد، می‌تواند مطلق آهن را در بر گیرد. این مطلب زمانی قوت می‌یابد که بدانیم که در خلقت عالم هستی با تمامی خصوصیات و جزئیاتش حکمتی نهفته و هر شیئی را که خداوند در هر جایگاهی آفریده، دارای نقش مؤثری است، گرچه همچنان این نقش برای بشر ناشناخته باشد. پس هر ذره‌ای از عنصر آهن در هر کجای عالم هستی هم باشد، دارای تأثیر بوده و در زندگی انسان نقشی را ایفا می‌نماید. در این صورت، آیا منظور از "حدید" در این آیه و منافعی که به آن اشاره شده است، مطلق آهن موجود در تمامی هستی نیست؟ اگر چنین باشد، مراد از نازل کردن آن چیست؟

همچنین معنا و مفهوم نزول برای موضوعات مادی قابل فهم است در عین حال، گاهی این تعبیر درباره برخی مادیات هم با معنای لغویش تناسب نداشته و مفهومی نارسا دارد، مانند نزول لباس، چهارپایان، کنز  (هود/11/12) و آهن. حال سؤال اینست که وقتی خداوند متعال درباره این مادیات تعبیر انزال را به کار برده، نزول به چه معنا و مفهومی است؟ آیا معنای آیه، "ظاهر" است؟ و یا باید تأویل صورت گیرد؟ آیا منظور، معنای لغوی آن و فرود آمدن فیزیکی است؟ آیا مبدأ نزول، آسمان و مقصد آن زمین است؟ آیا بسنده کردن به معنای راجح کفایت می‌کند یا باید معنای مرجوحی در نظر گرفت؟ در صورتی که پاسخ مثبت باشد، چرا واژه تنزیل به کار نرفته است؟

اکثر مفسران برآنند که تعبیر "إنزال آهن" نظیر تعبیر انزال درباره سایر مادیات (لباس، [21]چهارپایان،[22] و ...) است و آن را به معنای خلق، ایجاد و پدید آوردن آهن معنا کرده‌ ( فخرالدین رازی،29/471؛ طبرسی، 9/363) و تأکید نموده‌اند که انزال در اینجا به معنای فرو فرستادن از آسمان به زمین نیست (طباطبایی،19/325؛ مکارم شیرازی،23/373). مؤید این معنا را هم روایتی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آورده‌اند که آن حضرت در فرازی از حدیثی طولانی فرمود: "أنزلنا الحدید" یعنی خلق کردن آهن (مشهدی قمی،13/108). اگرچه این معنای لغوی از نزول بیان نشده اما، روایت از معصوم آن را تقویت می‌کند.

انزال آهن

انرژی اتصال هسته معمولاً به ازای تعداد نوکلئون در نظر گرفته می‌شود و کم یا زیاد بودن انرژی اتصال، به خودی خود میزان انسجام یک هسته را نمایان نمی‌سازد و باید دید که هر یک نوکلئون با چه مقدار انرژی در هسته اتصال یافته است. نمودار زیر برای نمایش تغییرات انرژی اتصال هسته عناصر به ازای هر نوکلئون، در مقابل عدد جرمی رسم شده است. همانطور که در این نمودار مشاهده می‌شود، با افزایش عدد جرمی عناصر، انرژی اتصال هسته نیز بیشتر می‌شود. روند این افزایش تا عدد جرمی در حدود 60 ادامه یافته و از آن به بعد با زیاد شدن عدد جرمی، انرژی آزاد شده کاهش می‌یابد. به جز هلیوم 4 بیشترین میزان انرژی اتصال هسته اتم، برای عناصر با عدد جرمی بین 40 تا 100 دیده می‌شود و حداکثر این میزان مربوط به عناصر آهن،کبالت و نیکل است. از سوی دیگر بزرگی انرژی اتصال یک هسته معین، پایداری آن هسته را نسبت به واپاشی یا تجزیه هسته‌ای (یا خاصیت رادیواکتیوی: از نشر خود به خودی ذرات یا تابش الکترومغناطیس یا هر دو آنها از هسته ناپایدار اتم) نشان می‌دهد. یعنی هرچه اندازه انرژی اتصال یک هسته به ازای یک نوکلئون بیشتر باشد، هسته پایدارتر است. مقدار انرژی اتصال هر نوکلئون برای هسته‌‌هایی که جرم متوسط دارند، بیش از هسته‌‌های سنگینتر است. بنابراین سه عنصر آهن، کبالت و نیکل- که پیشتر به نام "عناصر گروه آهن" معرفی شدند- نسبت به سایر عناصر پایدارترند. چنانکه می‌دانیم آهن و نیکل از عناصر فراوان در طبیعت هستند و پایداری هسته‌ای آنها می‌تواند عاملی برای این فراوانی باشد[23]و[24].

در نقطه عطف نمودار انرژی اتصال هسته، ایزوتوپ پایدار آهن 56 دیده می‌شود. این ایزوتوپ که فراوان‌ترین ایزوتوپ آهن نیز هست، برای دانشمندان هسته‌ای و شیمیدان‌ها بسیار حائز اهمیت و جذاب است. گفته می‌شود که هسته‌‌های اتم آهن دارای بیشترین انرژی اتصال در هر نوکلئون هستند و این ایزوتوپ به عنوان تقطه انتهایی واکنش‌‌های هسته‌ای معرفی می‌شود. به این ترتیب، در روش همجوشی هسته‌ای آهن سنگین‌ترین عنصر و در روش شکافت اتمی سبک‌ترین عنصری است که با تولید انرژی، ایجاد می‌شود[25].

چنانچه آهن نقطه پایانی تولید عناصر در جریان واکنشهای هسته‌ای (گداخت و شکافت) و پایدارترین شکل عناصر باشد- که هست- پس آیا می‌توان متصور شد که اگر تمامی عناصر جهان در زمان بی‌نهایت طولانی به این واکنشها ادامه دهند، محصول نهایی به آهن ختم شده و جهان سرانجام به آهن تبدیل می‌شود؟! در اینصورت، با در نظر گرفتن اهمیتی که برای آهن در زندگی انسان ذکر شد و کاربرد بسیار زیاد آن، همین که نام یک سوره در قرآن کریم به آهن اختصاص یافته، خود اعجاز است.

از سوی دیگر، پایداری آهن به این معناست که این فلز در میان عناصر پایین‌ترین سطح انرژی را دارد. پس می‌توان گفت که با رسیدن واکنش‌ها به مرحله تولید آهن، جهان به کمترین میزان انرژی و مرحله پایداری رسیده و این می‌تواند مصداق دیگری از نزول آهن باشد .

 

[1] ابن فارس،239

[2] جوهری،1ج/ص245

[3] زبیدی،8ج/ص8

[4]راغب/221

[5] ابن فارس،239

[6]جوهری،1ج/ص245

[7] زبیدی،8ج/ص8

[8] علی، جواد،7/505-570

[9] جوهری،1ج/ص245

[10] مصطفوی،2ج/ص179

[11] سیوطی، اتقان،نوع 37

[12] جفری، واژه‌‌های دخیل در قرآن مجید، ترجمه فریدون بدره ای

[13] نرم افزار درج

[14] ابن فارس، 1022

[15] همان ،12ج/ص86

[16] مصطفوی، 12ج/ص86

[17] عسکری /555

[18] مصطفوی، 12ج/ص86

[19] بعلبکی،166

[20] آذرنوش،683

[21] - "یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا" (اعراف/7/26) اى فرزندان آدم در حقیقت ما براى شما لباسى فرو فرستادیم.

[22] - "وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ" (زمر/39/6) و براى شما از چارپایان هشت زوج نازل کرد.

[23] James Murtimer

[24] Woolfson M.M

[25] M. P, Fewell

نام سوره: 
موضوعات اساسی آیات: 
پدیده‌های طبیعی: 
سبک اثر پژوهشی: 
موضوعات اساسی اعجاز: