مرز ناپیدای دریاها-الرحمن 20-19 | دانشنامه قرآن از نگاه علم

مرز ناپیدای دریاها-الرحمن 20-19

مقدمه: 

در آیات19 و 20 از سوره الرحمن ،سخن از دو دریا است که با یکدیگر تلاقی و برخورد می کنند اما درمیانشان حایلی قرار گرفته که نمی گذارد آب این دو دریا با هم قاطی شود و قرآن این حایل را «برزخ »نامیده است .

متن اصلی: 

شرح واژگان مهم

مرج

 در لغت:

  1. در هم آمیخت، مخلو ط کرد[1]،[2]و [3].
  2. اضطراب در حرکت، آمدن و رفتن و به هم خوردن[4]
  3. فرستاد، روانه کرد، رها نمود[5].

در قرآن:

 این واژ ه ۲ بار در قر آن کریم آمده است[6]و[7] و به معنای در هم آمیخت، روان کرد، فرستاد است.

البحرین

 این کلمه اسم معرفه به" ال" و تثنیه است و مراد از آن دو دریا است و مفرد این کلمه "البحر" است.

 در لغت:

  1. بحر، هر محل بزرگ و وسیعی است که آب فراوان در آن قرار گیرد[8]و[9].
  2. منظور از بحر آب فراوان است، چه شور باشد و چه شیرین، اما بیشتر برای آب شور به کار می‌رود[10].
  3. بحر به معنی" شکاف" نیز آمده است. بحر شکافی است که در زمین ایجاد می‌شود و آب را در خود جای می‌دهد[11].
  4. به نهر بزرگ هم عرب "بحر" می‌گوید[12].
  5. بحر در اصل به معنی آب شور است و نه شیرین[13]و[14].

در قرآن:

واژه "بحر" در قرآن هم به معنای"دریا" و هم "رود بزرگ" به کار رفته است.

یلتقیان

 در لغت:

این فعل مضارع از ریشه، ل- ق- ی است و لقی در لغت به معنای برخورد کرد، روبرو شد، دیدار کردو ملاقات کرد است[15]،[16]و[17].

در قرآن:

 فقط در آیه 19 سوره مبارکه الرحمن از کلمه״ یلتقیان״ استفاده شده است که سخن از دیدار دو دریا است. «التقاء» از باب افتعال به معنی ملاقات کردن دو شی با یکدیگراست[18]،[19]،[20] و[21].

برزخ

در لغت:

این واژه به معنای مانع، حائل، فاصل بین دو چیز، واسطه میان دو چیز است[22]،[23]،[24]،[25]و[26].

"برزخ" از ماده «برز» است و حرف «خاء» در آخر آن زائد است و دلالت بر مبالغه دارد[27].

به نظر راغب اصل برزخ "برزه" بوده و تعریب شده است[28] و جفری (138- 139) این واژه را در شمار کلمات دخیل یاد کرده است.

در قرآن:

این واژه در قرآن 3 بار آمده است (مؤمنون /۲۳ / ۱۰۰،الرحمن /۵۵/ ۲۰، فرقان /۲۵ /۵۳ ). برزخ در قرآن به معنای حاجز، مانع، فاصل و جداکننده دو چیز است.

لایبغیان

درلغت:

این فعل مضارع منفی از ریشه ب-غ-ی است. واژه "بغی" بر دو معنا دلالت دارد: 1-خواستن 2- نوعی از فساد، از قبیل ظلم، فجور، تعدی وتجاوز[29]و[30] .

"بغی" واژه‌ای قرآنی و فقهی است به معانی، ظلم و فساد و طلب و خواستن، جور، حسد، کبر و خود بزرگ بینی، تطاول و تجاوز از حد یا حق. برخی از این معانی، از جمله طلب و حسد و کبر معنای اصلی آن شمرده شده است. به نظر راغب،״ بغی״ در قرآن بیشتر به معنای نکوهیده آن به کار رفته است.[31]

در قرآن:

 بغی و مشتقات آن 96 بار در قرآن کریم به کار رفته است. در احادیث نیز "بغی" به معانی تجاوز از حد، عدول از حق، ظلم، طلب رفعت و گردنکشی و بزرگ فروشی است[32].

یخرج

درلغت:

خرج-یخرُجُ-خروجاً به معنی بیرون شدن، آشکار شدن و ظاهر شدن است[33]،[34]و[35].

در قرآن:

این فعل در قر آن زیاد به کار رفته است.

 لؤ لؤ

 در لغت:

ریشه این کلمه لألأ است به معنی درخشیدن، برق زدن، نورانی بودن است و جمع آن لآلی است[36]و[37]. لؤلؤ به معنی مروارید درشت است[38].

در قرآن:

آیاتی که این واژ ه در آن به کار رفته است(فاطر /۳۵ /۳۳، حج / ۲۲ / ۲۳، انسان /۷۶ / ۱۹، طور /۵۲ / ۲۴، واقعه / ۵۶ / ۲۳،الرحمن / ۵۵ / ۲۲)

مرجان

در لغت:

مرجان یک واژه دخیل است[39].

  1. مرجان، مروارید کوچک است[40]و[41].
  2. مرجان گیاهی است قرمز رنگ که در دریا می‌روید مانند انگشتان دست و این قول مشهور است[42].
  3. مرجان"حجر احمر" (سنگ سرخ ) است[43].
  4. مر جان"حجر شدید البیاض" (سنگ خیلی سفید) است[44].

«ال» دراللؤلؤ و المرجان، ال جنس است و این واژه­ها اسم جنس هستند.

در قرآن:

مرجان در قرآن 2 بارآمده است (الرحمن / ۵۵ /۲۲ و ۵۸ ). آیات حاکی از آن است که مرجان، یک شیء زیبا و باارزش بوده است، به زیبایی و ارزشمندی لؤلؤ و یاقوت. قرشی گوید: اگر مرجان مورد نظر در آیه همین موجود دریایی باشد که در دریا می‌روید، شاید زیبایی شکل و رنگ آن مورد نظر بوده است[45].

منهما

در تحلیل صرفی در مورد " منهما" می‌توان این چنین گفت "مِن" حرف جر غیر زائد است و از جمله معانی آن ابتدای غایت است. "هما" ضمیرتثنیه است و ضمیر لفظی است که در مکان اسم ظاهر قرار می‌گیرد و در واقع جانشین اسم ظاهر است که در این آیه به جای اسم ظاهر״ البحرین״ آمده است.

همانطور که ذکر شد درباره «منهما»، اقوال متعددی است و مطالب این بخش برگرفته از کتاب " السمین الحلبی" است:

  1. حذف مضافی صورت گرفته است و "منهما "در واقع "من احدهما" بوده است، زیرا لؤ لؤ و مرجان از آب شیرین بیرون نمی‌آید و در این مورد به آیه ۳۱ از سوره زخرف اشاره شده که منظور از" عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْیَتَیْنِ"، من احدی القریتین است.
  2. از یکی از این دو دریا لؤلؤ و از دیگری مر جان بیرون می‌آید. (یخرج من احدهما اللؤلؤ ومن الاخر المرجان)
  3. لؤلؤو مرجان از هر دو دریا به دست می‌آید. ( یخرجان منهما جمیعا) زمخشری می‌گوید: "زمانی که دو دریای شور وشیرین با هم ملاقات می‌کنند و یک چیز واحدی می‌شوند جایزاست که بگوییم،״ از این دو بیرون می‌آید.״
  4. لؤ لؤ و مر جان از آب شور خارج می‌شوند در موضعی که آب شیرین واقع شده است و این ازمشاهده غواصین بدست آمده است. (لایخرجان الا من ملتقی الملح والعذب)
  5. عده ای ملاقات آب شیرین و شور را به لقاح تشبیه کرده‌اند. همان‌گونه که فرزند از مرد و زن است، لؤ لؤ و مرجان هم از تلاقی آب شور و شیرین بدست می‌آید.

مسائل

مراد از " البحرین" چیست ؟

یکی از نکاتی که مفسرین به آن توجه نموده‌اند در مورد" البحرین" است  که اشاره به دو آب شور دارد یا دو آب شور و شیرین؟

اکثر مفسرین" البحرین" را در این آیه، به قرینه آیه ۵۳ از سوره فرقان به دو دریای شور و دریای شیرین تفسیر نموده‌اند[46]،[47]،[48]،[49]،[50]،[51]و[52] و بیان نموده‌اند که دو دریای شور و شیرین به هم بر خورد می‌کنند (یلتقیان) و در حالی که تلاقی آن دو دائمی است با یکدیگر هم  مخلوط نمی‌شوند. (لایبغیان) زیرا خداوند مانعی بین این دو دریا قرار داده است که نمی‌گذارد آب دو دریا با هم مخلوط شود و آب شور، گوارایی آب شیرین را از بین ببرد و آب شیرین هم از درصد شوری آب شور بکاهد. فخر الدین رازی[53] در این مورد می‌گوید: وقتی دو دریا با هم برخورد می‌کنند انتظار می‌رود که با هم مخلوط شوند ولی خداوند این دو دریا را از این امر منع نموده و این چیزی است که خداوند در طبیعت دریا قرار داده است.

آیا مقصود قرآن از " البحرین" دو دریای معین است؟

  1. ابن عباس و ضحاک و مجاهد گویند مقصود از بحرین دریاى آسمان و دریاى زمین است، زیرا که در آسمان دریایى است که خداوند به قدرتش آن را نگهداشته و از آن باران نازل می‌شود، پس درطول سال با هم تلاقى می‌کنند و میان آنها پرده‏ایست که منع کند دریاى آسمان را از فرود آمدن و باز می‌دارد دریاى زمین را از بالا رفتن[54]و[55].
  2. بعضی این دو دریا را دریای روم (مدیترانه) ودریای فارس دانسته‌اند، زیرا انتهای دریای روم به دریای فارس می‌رسد[56].
  3. منظوراز دو دریای شور و شیرین، نهر فرات و خلیج فارس  است[57].

بر این اساس "ال" در "البحرین"، ال عهد حضوری است.

منظور از برزخ میان دو دریا چیست؟

  1. برزخ پرده حائل و مانعی است ازقدرت الهی، به این معنا که قدرت خداوند مانع می‌شود که دو دریا با هم مخلوط نشوند[58].
  2. نظر دیگری نیز وجود دارد که منظور از" برزخ" اجرام زمین است و این قول قتاده است که ابوحیان در تفسیر البحر المحیط آن را ذکر کرده است. به نظر می‌رسد منظور از اجرام زمین، جداره‌های اعماق زمین و ارتفاع بستر رودخانه‌ها با شد که مانع می‌شوند از اینکه آب دریا آب‌های زیرزمینی را شور و تلخ کند و یا بالعکس.

فخر الدین رازی[59]  می‌گوید : بین دو دریا حاجز و پرده‌ای است  که همان قدرت الهی است که گاهی حاجز بین دو دریا  از اجرام زمین است و محسوس می‌باشد و گاهی این حاجز محسوس نیست. آلوسی[60] ، هر دو قول را اختیار کرده که می‌تواند هر دو برزخ مورد نظر قرآن باشد.

۳- ابن عاشور[61] می‌گوید که برزخی که قرآن بیان می‌کند یک تشبیه بلیغ است و منظور این است که مثل برزخی در میان دو دریا وجود دارد و این معنای "لایبغیان" است یعنی تعدی و تجاوز نمی‌کند یکی بر دیگری.

 ۴- دریاها از جهت خواص طبیعی و شیمیایی با هم متفاوت هستند و مراد از برزخ، اختلاف  مواد و املاح دو دریا (تفاوت غلظت ) است که سبب می‌شود به محدوده یکدیگر تجاوز نکرده و با هم مخلوط نشوند و اثر یکدیگر را از بین نبرند[62]و[63]

سوره الرحمن در آیات 19 و20 بیان نکرده این دو دریا چه نوع آبی دارند آیا هر دو شور هستند و یا شور و شیرین و یا هر دو شیرین، احتمال هر سه اینها وجود دارد. به عبارتی دیگر در آنها اشاره به نوع آب نشده است. دانشمندان دریافته‌اند آنچه سبب می‌شود آب دو دریا با هم مخلوط نشود اختلاف چگالی‌ای است که در میان دو دریا وجود دارد. نکته مهمی که وجود دارد این است که اختلاف چگالی میان دو آب شور و شیرین بیشتر از اختلاف چگالی میان دو آب شور و شورتر است. مرجان فقط از آب شور به دست می آید و لولو در دو دریای شور و شیرین یافت می‌گردد[64]و[65]. بنابراین احتمال مطرح شدن دو دریای شور یا دو دریای شور و شیرین تنها می‌تواند صحیح باشد.

 

[1] طریحی،2ص/ج329

[2] راغب،764

[3] الرازی، 620

[4] ابن فارس، 982

[5] زمخشری، 4ص/ج445

[6] الرحمن /۵۵ /۲۲

[7] فرقان /۲۵ /۵۳

[8] راغب،108

[9] ابن منظور،4ص/ج 41

[10] ابن منظور،4ص/ج 41

[11]ابن منظور،4ص/ج 41

[12]ابن فارس، 114

[13]ابن فارس، 114

[14]راغب،108

[15] ابن فارس، 959

[16] راغب، 745

[17]مصطفوی، 10ص/ج 277

[18] قرشی،6ص/ج 203

[19] راغب، 745

[20] مصطفوی، 10ص/ج 277

[21] ابن منظور، 15ص/ج254

[22] فراهیدی، 1ص/ج151

[23] راغب، 118

[24] طریحی، 2ص/ج429

[25] الرازی، 48

[26] ابن منظور، 3ص/ج8

[27] مصطفوی، 1ص/ج 253

[28]راغب، 118

[29] ابن فارس، 142

[30] الرازی، 59

[31] مفردات،136

[32] ترابی، اکبر، دانشنامه جهان اسلام، جلد 3

[33] ابن فارس،313

[34]راغب،278

[35]ابراهیم مصطفی،1ص/ج 224

[36]ابن فارس، 934

[37]راغب،752

[38] زمخشری، 4ص/ج 446

[39] السمین الحلبی

[40] راغب،764

[41]شرتونی،5ص/ج 184

[42] شرتونی،5ص/ج 184

[43] السمین الحلبی

[44]  همان

[45] قاموس قرآن،6ص/ج248

[46] طبرسی ،۹ ج/ص۳۰۵

[47]زمخشری ، ۴ ج/ص ۴۴۶

[48] فخر الدین رازی،۲۹ ج/ص ۳۵۱

[49] ابو حیان ، ۱۰ ج/ص ۶۱ 

[50] قطب ، ۶ ج/ص۲ ۳۴۵

[51] طباطبایی ، ۱۹ ج/ص۹۹

[52] ابن عاشور ،۲۷ ج/ص۲۳۲

[53] ۲۹ ج/ص ۳۵۱

[54] طبری، ۲۷ ج/ص۷۶

[55]طبرسی، ۹ ج/ص ۳۰۵

[56] طبرسی، 9ج/ص305 به نقل از حسن وقتاده

[57] ابن عاشور،  27ج/ص 232

[58] طبرسی، ۹ ج/ص۳۰۵

[59] ۲۹ ج/ص۳۵۲

[60] ۱۴ ج/ص ۱۰۵

[61] ۲۷ ج/ص ۲۳۲

[62] مکارم شیرازی ، ۱۷ ج/ص۳۸۹

[63] مکارم شیرازی ، ۱۷ ج/ص۳۸۹

[64] Flint et al, 2007

[65] Rudzīte. 2005

نام سوره: 
موضوعات اساسی آیات: 
پدیده‌های طبیعی: 
سبک اثر پژوهشی: 
موضوعات اساسی اعجاز: